söndag 20 januari 2013

ضرب و شتم پدر حسین رونقی در دادستانی تبریز
پدر حسین رونقی ملکی صبح امروز در دادستانی تبریز توسط مامورین اطلاعات تبریز مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

به گزارش ندای سبز آزادی، ماموران اطلاعات ضمن فحاشی و توهین به پدر حسین رونقی ملکی او را مورد ضرب و شتم قرار داده اند.پدر حسین رونقی ملکی امروز به دادستانی تبریز مراجعه و با حضور معاون امنیت دادستان تبریز توسط مامورین اطلاعات تبریز بازجویی شده بود.

وی در روزهای قبل نیز به دادستانی تبریز مراجعه و بازجویی شده بود.در پی ابلاغ حکم ۲۱ امدادگر کمپ سرند، سیداحمد رونقی ملکی پدر حسین رونقی ملکی، وبلاگ نویس، به دادستانی تبریز احضار شده بود.
تبعید یک زندانی سیاسی دیگر به رجایی شهر کرج
مهدی تحققی عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جانباز ۵۰ درصد محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین، روز گذشته به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد.

به گزارش کلمه، تبعید آقای تحققی از زندان اوین، کمتر از یک هفته بعد از تبعید ابوالفضل قدیانی، دیگر عضو ارشد این حزب به زندان قزل حصار کرج صورت می گیرد.

مهدی تحققی از رزمندگان جنگ تحمیلی که یک کلیه و بخشی از کبد خود را در راه دفاع از آب و خاکش از دست داده است روز ۱۸ دی ماه جاری توسط ماموران امنیتی، در منزل خود بازداشت و برای اجرای حکم روانه ی زندان شد.
اعتصاب غذای زندانی سیاسی در اعتراض به شکنجه های وحشیانه و عدم درمان
بنابه گزارشات رسیده به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» شکنجه وحشیانه زندانی سیاسی تبعیدی ایرج محمدی در زندان مخوف مرکزی زاهدان.
روز شنبه ۳۰ دی ماه زندانی سیاسی تبعیدی ایرج محمدی با توهین و ضرب و شتم به یکی از سلولهایی که محل شکنجه زندانیان می باشد برده شد. این زندانی سیاسی بیمار توسط ۸ نفر از شکنجه گران رژیم ولی فقیه احاطه شد و از هر طرف آماج ضربات آنها قرار گرفت.شکنجه این زندانی سیاسی به مدت یک ساعت ادامه داشت.
فردی بنام محسن نمرودی افسر نگهبان زندان مرکزی زاهدان، گلوی این زندانی را به حدی فشرد که او در آستانه خفگی و مرگ قرار گرفت و شدت فشردگی گلوی او به حدی بود که آثارناخن های وی بر گلوی این زندانی باقی مانده است. این شکنجه گر وحشی علاوه بر ضرب و جرح اقدام به توهینهای اخلاقی علیه وی نمود. این رفتار حاکی از عطوفت اسلامی نوع علی خامنه ای ولی فقیه رژیم آخوندها می باشد.
این زندانی سیاسی در اعتراض به شکنجه های وحشیانه جسمی ، توهینهای اخلاقی و عدم درمان از روز گذشته اقدام به اعتصاب غذا نموده است. شکنجه گران ولی فقیه او را تهدید به حذف فیزیکی نموده اند
نکته مهم گزارش رسالت که به نابسامانی اصلی یعنی بی کفایتی سیستم حاکم هیچ اشاره ای نمی کند در این است که اعتراف می کند: «مدتی است که کودکان متکدی با لباس های متحد الشکل در مناطق مختلف پایتخت دیده می شوند. هر ساله سازمان بهزیستی تعدادی از این کودکان را ساماندهی و نگهداری می کند به طوری که بر اساس آمارهای موجود، سال گذشته شش هزار کودک خیابانی در کشور جمع آوری و در مراکز بهزیستی نگهداری شده اند که 1200 نفر آنان در استان تهران بوده اند. در گذشته کودکان خیابانی و کار با هر لباس و وضعیتی در چهارراه ها و مناطق مختلف شهر اقدام به تکدی گری می کردند اما به تازگی برخی از این کودکان لباس های فرم به تن دارند و گویا از سوی فردی و یاگروهی سازماندهی شده اند.»



رسالت که در همین چند جمله سازمان بهزیستی را عامل سازماندهی این کودکان معرفی کرده برای اینکه راه گریزی برای مسؤولان این سازمان باز کند گزارش خود را این گونه به پایان می برد: «در نگاه اول به نظر می رسد سازمان بهزیستی با دادن لباس های متحدالشکل به این کودکان آنها را سازماندهی کرده اما مسؤولان بهزیستی این موضوع را رد کرده و عنوان می کنند که در تهران هیچ یک از کودکان کار لباس هماهنگی به تن ندارند و هیچ اقدامی از سوی آنان انجام نشده است»!



غافل از اینکه همین توضیح در رد واقعیت کودکانی که با لباس متحدالشکل در خیابان های تهران گدایی می کنند، عذر بدتر از گناه و سند دیگری بر بی کفایتی سیستم موجود است چرا که ظاهرا کسی نمی داند این کودکان چگونه به یونیفورم مجهز شده و از کجا سازماندهی می شوند!
دی- کیهان آنلاین- داستان های چارلز دیکنز، نویسنده انگلیسی، شرایط اجتماعی و دنیای فقر و ثروت در انگلستان قرن نوزدهم را که با سرعت و تناقض، دوران صنعتی شدن را سپری می کرد، به نمایش می گذارد که البته برای شخصیت های خوب داستان به خوشی پایان می یابند. «فاگین» شخصیت مشهور داستان «اولیور تویست» مردی است که کودکان بی سرپرست و هم چنین فریب خورده را برای دزدی تربیت می کند و از حاصل دزدی آنها زندگی خود را می گذراند.



اینک جمهوری اسلامی که به رژیمی گداصفت و گداپرور مشهور است، ناهنجاری بی بدیل دیگری را که بی شباهت به شرایط اجتماعی دو قرن پیش در انگلیس نیست، به نمایش می گذارد و آن اینکه سازمان بهزیستی که باید به بهبود زیست افرادی که به پشتیبانی های آن نیاز دارند، یاری رساند، مانند «فاگین» کودکان را برای گدایی سازماندهی می کند.



روزنامه رسالت، یکی از منابع جمهوری اسلامی، در گزارشی زیر عنوان «بحرانی به نام تکدی گری» پس از شرح این «بحران» که همان گسترش روزافزون گدایی است، از همان آغاز چنین سفسطه می کند: «اگر در جامعه اسلامی پدیده ای به نام تکدی گری وجود داشته باشد، پیش از آنکه بیانگر اوضاع نابسامان اقتصادی و بحران آن باشد، بیانگر وضعیت نابهنجار و نابسامان فرهنگی و اجتماعی جامعه دارد [است]»!



گزارشگر رسالت در نوشته سراسر بی معنای خود که از جمله در آن پیشنهاد می کند برای رفع تکدی گری و «فقیر واقعی» باید «اعتقادات دینی» آنها را بالا برد، سه دسته فقیر می شمارد: فقیر واقعی، گدایان حرفه ای، افراد درمانده. رسالت هم چنین پیشهاد می کند که گدایی در سطح خیابان باید تخلف، و تکدی گری باید جرم محسوب شود. رسالت می نویسد، سازمان بهزیستی در برابر متکدیانی که نیروهای انتظامی دستگیر کرده و به این سازمان تحویل می دهند، وظیفه خود را انجام نداده و از مسئولیت شانه خالی می کند